سلام به دخمل گلی
سلام نفس مامان
خوبی عسلم؟
بمیرم این روزا سرماخوردی وهمش بیقراری میکنی...
جیگرم برات کبابه...
شبا ناله میکنی ودیر میخوابی... بیتابی وهمش نق میزنی
کاش میتونستم زودتر خوبت کنم... دکتر بهت استامینوفن وستیریزین وقطره بینی داده...
خوب میشی عشقم نگران نباش...
بابایی چندتا عکس خوشمل برات درست کرده عزیزم...
راستی دیشب برای اولین بار یکم خزیدی
کلی ذوق کردیم...
الان عکسای خوشکلتو میزارم دخملم
عزیزم باید به بابای مهربونت افتخارکنی...خیلی گل ومهربونه...خیلی هم هنرمنده قندعسلم...توام خیلی دوسش داری... راستی همش میگی بابابابابابابابابابابابابابابا وقتی ام بابایی رو میبینی کلی دست وپاهاتو تکون میدی تا بغلت کنه.... باباجون ومادرجونم خیلی خیلی دوست دارن...مادرجون چندروزه مریض شدن ونتونستن بغلت کنن توام خیلی دلتنگ شدی وهمش میخوای بری بغل مادرجون...برا باباجونم کلی ذوق میکنی...همه عاشقتن...توام خیلی دوسشون داری عسل مامان... باید قدر همشونو بدونی ایشالا وقتی بزرگ شدی...خدا ایشالا حفظشون کنه... جای مامان فرشته خالی... همیشه به قاب عکسش نگاه میکنی و بامامان فرشته حرف میزنی...کاش بود واین روزا این شیرین کاریاتو میدید... میدونی مامان فرشته شهید شدن ورفتن پیش خدا... الان 3 ساله...

قلبونت برم دخمل ناژم


جیگر طلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


سلام به دخمل گلی
