فرشته ای به نام فاطمه
تقدیم به بزرگترین هدیه ی زندگی

وقتی چشمهایمان از نبودن فرشته ای آسمانی ، بارانی بود...

وقتی لبخند ازشهر لبهایمان رفته بود...

وقتی غم حرف اول زبانمان بود..

تو

اری تو آمدی و عشق وشور را درقلبهایمان زنده کردی...

دوستت داریم فرشته ی آسمانی




[موضوع : ]
[ يکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 19:34 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

سلام قندعسل مامان

خیلی وقته فرصت نشده بودبیام بنویسم

ازشیرین کاریات

از قدکشیدنت

عزیزمممممممممممممممممممممممممممممم

عاشقتم گل نازم

انقدررررررررررر وروجک شدی گلم که نگو

ولی خیلییی منو موقع غذاخوردن اذیت میکنیزبان

موهاتم کوتاه کردم ماه شدیزیبا

امیرعلی هم ماشالا بزرگ شده قربونششششششششششش برم مننننن

الان عکساتونومیزارم

 

 

راستی

دومادعزیزم

خیلییییییییییییییییییییییییییی بیمعرفت شدی....

چه زود آدما همو فراموش میکنن

چه زود برای هم کهنه و بیرنگ میشن

چه زود...

چه زود

 

 

 



[موضوع : ]
[ يکشنبه 29 تير 1393 ] [ 2:44 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

این گل پسری که عکسش اینجاست خیلی خیلی خیلی برای من عزیزه

گاهی برای بیان احساسم بهش میگم دوماد عزیزمنیشخند

اینم به خاطر علاقه ای که بهش دارم... چون خیلی ماه ودوس داشتنیه.مثه مامان مهربون وعزیزش

قلب

اما این خیلی ناراحت کننده ست که امسال اخرین سال که توی مدرسه ی ماست وسال بعد میره یه مدرسه ی دیگه.

علیرضای عزیزم

برات آرزوی سربلندی سرافرازی وموفقیت دارمقلبدلم برات تنگ میشه



[موضوع : ]
[ شنبه 6 ارديبهشت 1393 ] [ 18:59 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

بازهم روزت رسید وتبریکم را با بوسه ای از پشت دیوار شیشه ای قاب تقدیمت کردم...

بازهم هیجانم را در قلبم فرو بردم تا نبودنت اشکهایم را بردامن چشمهایم نریزد

بازهم یک شاخه گل قرمز به چهارچوب قاب عکست هدیه دادم

کاش بودی و مرا چنان در آغوش میکشیدی که فراموش کنم چقدر بی تو تنهاوخسته ام

لبخندهایت را به جانم گره زده بودم...گره باز شد ومن همچنان بی تو نفس میکشم...

تبریکم را با بوسه ای و قطره اشکی از سر دلتنگی پذیرا باش... عشقم دنیای من مادر...

مامان فرشته ی عزیزم عاشقتم...دوست دارم گلم....میبوسمت روزت هزارهزار بار مبارککککککککک



[موضوع : ]
[ يکشنبه 31 فروردين 1393 ] [ 9:18 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]
[ يکشنبه 31 فروردين 1393 ] [ 9:00 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]
[ يکشنبه 31 فروردين 1393 ] [ 8:47 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

عاشق شیرین زبونیاتم ماه من

خیلی جیگر شدی واسه خودت...

کلی ناز وعشوه میای واسه همه و خودتو تلپی میندازی تو قلب ادمای اطرافت...

دیروز یه گردش ناگهانی پیش اومد. به پیشنهاد همکارای من همه دیروز بعد ازتعطیلی مدرسه یعنی ساعتای

7 رفتیم سانیچ خونه ی سعیده خانوم همکار عزیزم.

کلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوش گذشت.من ومرضیه جون و طاهره خانوم و سعیده خانوم

 

با بچه هاشون : ابولفضل. یگانه. محمد حسن . علی و دخمل نازم

 

بعد ازشام ساعت ها باهم حرف زدیم. یه تخلیه ی روحیه اساسییییییییییی

 

خدایا شکرت ...بی نهایت عالی بود. شما  هم کلی بازی کردی.هوا خیلی سرد بود اما انقدر قشنگ بود که

چشم آدم از دیدنش سیر نمی شد. زمین فرش شکوه هایی بود که از شاخه افتاده بودن.

 

یه جای قشنگ و رویایی


 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 21 فروردين 1393 ] [ 2:10 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

این روزها حال عجیبی دارم.

نا آشنا برای لحظه هایم.

دوست دارم وندارم

دلتنگ میشوم ونمیشوم

و....

شادم ونیستم

میخندم ونمیخندم

وبازهم ....

این حس را وامدار توام....

تنها تو



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 21 فروردين 1393 ] [ 1:55 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

 

ده روزگیه جیگر عمههههههههههههههههه الهی قربونت برم من عسلمماچبغل



[موضوع : ]
[ جمعه 15 فروردين 1393 ] [ 18:12 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

حالا میریم سر اصل مطلب که شیرین زبونیه قند عسل ماست.

بادکه میاد : مامان هوا سرده.

وقتی باباتند رانندگی کنه :  بابا یواش. مامان میترسه نیشخندمتفکر

دستش که درد بیاد :  مامان دستم خونی شد

مواظب باش

غذا بیار

بابا قاشق بده

بابا آب بیار

بابا ایجا بیشین

میگیم فاطمه کجاست :  نسسه . یعنی نشسته نیشخند

بارون میاد.

چایی بخور.

حجت مال منه

الو سلام خوبی؟ چطوری؟ کجایی؟ امه خوبن؟ یعنی همه خوبن

کارنداری خوداپز. کاری نداری خداحافظ

پویا بیاد ایجا بیشینه

پویا پسر عمه ی خوشکل فاطمه گلیه

عکسشو نشونش میدیم میگیم این کیه : نی نی پاتی



[موضوع : ]
[ جمعه 15 فروردين 1393 ] [ 17:49 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]

سلام وصدسلام

یه سلام بهاری که گره خورده به نام مقدس بانوی دوعالم بی بی فاطمه زهرا س

ما ازسفر برگشتیم ....

6 فروردین خدا بزرگترین عیدی رو به ما داد.ماچبغل

وای که چقدرررررررررررررررررررررررهیجان زده ام از دیدن جیگر عمه

نوگل خوشکلی که خداوند عیدی داد به داداش و زنداداش گلم

امیر علی ناز و دوس داشتنی

وایییییییییییییییییییییییی الهی قربونش بره عمه که انقد گل ودوس داشتنیههههههههههههههقلب

دلم میخواد به همه ی شهرررررررررررررر شیرینی بدم از ذوقنیشخند

با لاخره ما عمه خانوم شدیمممممممممممممممممنیشخنداز خود راضی

کاش همه ی عمه ها مثه عمه های دختر من ماه وگل  باشن.ماچ

واقعا فاطمه خیلی خوش به حالشه به خاطر داشتن اینجور عمه های ماهی

منکه عاشقشونم

هم عمه هاش هم عموهاش

ازتون ممنونم که انقدررررررررررررررررررررررر تعطیلات خوبی برامون درست کردین

دوستون دارمممممممممممممم

عمه الهام اگه اومدی اینجا سلام وبوس منو به همههههههههههههههههههه برسون وبگو ازصمیم قلب دوسشون دارمبغلماچ

بعدا عکس میزارم.

 



[موضوع : ]
[ جمعه 15 فروردين 1393 ] [ 17:35 ] [ کسی که لحظه هایش را به لبخندت گره زده ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 29
بازدید هفته گذشته : 111
کل بازدید : 34051
امکانات وب