فرشته ای به نام فاطمه

تقدیم به بزرگترین هدیه ی زندگی

وقتی چشمهایمان از نبودن فرشته ای آسمانی ، بارانی بود...

وقتی لبخند ازشهر لبهایمان رفته بود...

وقتی غم حرف اول زبانمان بود..

تو

اری تو آمدی و عشق وشور را درقلبهایمان زنده کردی...

دوستت داریم فرشته ی آسمانی


عسلم قدکشیدنتوعشقه

سلام قندعسل مامان خیلی وقته فرصت نشده بودبیام بنویسم ازشیرین کاریات از قدکشیدنت عزیزمممممممممممممممممممممممممممممم عاشقتم گل نازم انقدررررررررررر وروجک شدی گلم که نگو ولی خیلییی منو موقع غذاخوردن اذیت میکنی موهاتم کوتاه کردم ماه شدی امیرعلی هم ماشالا بزرگ شده قربونششششششششششش برم مننننن الان عکساتونومیزارم     راستی دومادعزیزم خیلییییییییییییییییییییییییییی بیمعرفت شدی.... چه زود آدما همو فراموش میکنن چه زود برای هم کهنه و بیرنگ میشن چه زود... چه زود       ...
29 تير 1393

گل پسر

این گل پسری که عکسش اینجاست خیلی خیلی خیلی برای من عزیزه گاهی برای بیان احساسم بهش میگم دوماد عزیزم اینم به خاطر علاقه ای که بهش دارم... چون خیلی ماه ودوس داشتنیه.مثه مامان مهربون وعزیزش اما این خیلی ناراحت کننده ست که امسال اخرین سال که توی مدرسه ی ماست وسال بعد میره یه مدرسه ی دیگه. علیرضای عزیزم برات آرزوی سربلندی سرافرازی وموفقیت دارم دلم برات تنگ میشه ...
6 ارديبهشت 1393

بانوی زمین واسمان

بازهم روزت رسید وتبریکم را با بوسه ای از پشت دیوار شیشه ای قاب تقدیمت کردم... بازهم هیجانم را در قلبم فرو بردم تا نبودنت اشکهایم را بردامن چشمهایم نریزد بازهم یک شاخه گل قرمز به چهارچوب قاب عکست هدیه دادم کاش بودی و مرا چنان در آغوش میکشیدی که فراموش کنم چقدر بی تو تنهاوخسته ام لبخندهایت را به جانم گره زده بودم...گره باز شد ومن همچنان بی تو نفس میکشم... تبریکم را با بوسه ای و قطره اشکی از سر دلتنگی پذیرا باش... عشقم دنیای من مادر... مامان فرشته ی عزیزم عاشقتم...دوست دارم گلم....میبوسمت روزت هزارهزار بار مبارککککککککک ...
31 فروردين 1393

عاشقتم

عاشق شیرین زبونیاتم ماه من خیلی جیگر شدی واسه خودت... کلی ناز وعشوه میای واسه همه و خودتو تلپی میندازی تو قلب ادمای اطرافت... دیروز یه گردش ناگهانی پیش اومد. به پیشنهاد همکارای من همه دیروز بعد ازتعطیلی مدرسه یعنی ساعتای 7 رفتیم سانیچ خونه ی سعیده خانوم همکار عزیزم. کلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوش گذشت.من ومرضیه جون و طاهره خانوم و سعیده خانوم   با بچه هاشون : ابولفضل. یگانه. محمد حسن . علی و دخمل نازم   بعد ازشام ساعت ها باهم حرف زدیم. یه تخلیه ی روحیه اساسییییییییییی   خدایا شکرت ...بی نهایت عالی بود. شما  هم کلی بازی کردی.هوا خیلی سرد بود اما انقدر قشنگ بود ...
21 فروردين 1393

شیرین زبونی

حالا میریم سر اصل مطلب که شیرین زبونیه قند عسل ماست. بادکه میاد : مامان هوا سرده. وقتی باباتند رانندگی کنه :  بابا یواش. مامان میترسه دستش که درد بیاد :  مامان دستم خونی شد مواظب باش غذا بیار بابا قاشق بده بابا آب بیار بابا ایجا بیشین میگیم فاطمه کجاست :  نسسه . یعنی نشسته بارون میاد. چایی بخور. حجت مال منه الو سلام خوبی؟ چطوری؟ کجایی؟ امه خوبن؟ یعنی همه خوبن کارنداری خوداپز. کاری نداری خداحافظ پویا بیاد ایجا بیشینه پویا پسر عمه ی خوشکل فاطمه گلیه عکسشو نشونش میدیم میگیم این کیه : نی نی پاتی ...
15 فروردين 1393

مابرگشتیمممممممم

سلام وصدسلام یه سلام بهاری که گره خورده به نام مقدس بانوی دوعالم بی بی فاطمه زهرا س ما ازسفر برگشتیم .... 6 فروردین خدا بزرگترین عیدی رو به ما داد. وای که چقدرررررررررررررررررررررررهیجان زده ام از دیدن جیگر عمه نوگل خوشکلی که خداوند عیدی داد به داداش و زنداداش گلم امیر علی ناز و دوس داشتنی وایییییییییییییییییییییییی الهی قربونش بره عمه که انقد گل ودوس داشتنیهههههههههههههه دلم میخواد به همه ی شهرررررررررررررر شیرینی بدم از ذوق با لاخره ما عمه خانوم شدیممممممممممممممممم کاش همه ی عمه ها مثه عمه های دختر من ماه وگل  باشن. واقعا فاطمه خیلی خوش به حالشه به خاطر داشتن اینجور عمه های ماهی ...
15 فروردين 1393